دیکشنری فارسی

reticent

UKretisnt US'retısənt

معنی فارسی

کتمان کننده ، سخن پوش ،

با احتياط درسخن گويي ، خود دارخاموش ، ساکت

معنی کامل و مثال‌ها

/-sǝnt/adj.

● کم حرف، کم‌گفتار، ساکت، خموش

(Khayyam) I saw two thousand jugs expressive and reticent

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

Cyrus is a reticent person

سیروس آدم کم حرفی است.

● تودار

● سنجیده، آرام، دم فروبسته

تعریف انگلیسی

adjective
  1. temperamentally disinclined to talk
  2. cool and formal in manner
  3. reluctant to draw attention to yourself

مترادف‌ها

adjective
Reserved, taciturn, silent (by habit), uncommunicative.

واژه‌های دیگر با معنی «کتمان کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن