دیکشنری فارسی

reticular

UKritikjulər

معنی فارسی

مشبک شبکه مانند

معنی کامل و مثال‌ها

/ri tik´yǝ lǝr/adj.

● تور مانند، تورسان، تورینه‌سان، توری، تورینه‌ای، مشبک

● ظریف و دقیق، پیچیده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling or forming a network “the reticulate veins of a leaf” “a reticulated highway system”

مترادف‌ها

adjective
(also reticulated)
Meshy, retiform.

واژه‌های دیگر با معنی «مشبک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن