retiform
UKritifɔːm
معنی فارسی
شبکه وار مشبک
معنی کامل و مثالها
/rēt´ǝ fôrm´, ret´-/adj.
● دارای طرح تورمانند، تورسان، تورینهسان، مشبک، آژگن
● رجوع شود به: reticulate
مترادفها
adjective
See reticular.