retool
USrı'tu:l
معنی فارسی
مجددا با ابزار تجهيز کردن.
نوسامان کردن، نوسازمان کردن
معنی کامل و مثالها
/rē´tōōl´/vt., vi.
● (با تعدیل و تنظیم، ماشینآلات را برای تولید محصول جدید آماده کردن) ابزارورزی کردن
to retool a factory for armaments production
کارخانهای را برای تولید اسلحه ابزارورزی کردن
● (برای تطابق با شرایط جدید) نوسامان کردن، نوسازمان کردن
a period of economic retooling
دوران نوسامانی اقتصادی
تعریف انگلیسی
verb
- revise or reorganize, especially for the purpose of updating and improving “We must retool the town's economy” “Something ----s” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”
- provide (a workshop or factory) with new tools “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”