دیکشنری فارسی

retool

USrı'tu:l

معنی فارسی

مجددا با ابزار تجهيز کردن.

نوسامان کردن، نوسازمان کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´tōōl´/vt., vi.

● (با تعدیل و تنظیم، ماشین‌آلات را برای تولید محصول جدید آماده کردن) ابزارورزی کردن

to retool a factory for armaments production

کارخانه‌ای را برای تولید اسلحه ابزارورزی کردن

● (برای تطابق با شرایط جدید) نوسامان کردن، نوسازمان کردن

a period of economic retooling

دوران نوسامانی اقتصادی

تعریف انگلیسی

verb
  1. revise or reorganize, especially for the purpose of updating and improving “We must retool the town's economy” “Something ----s” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”
  2. provide (a workshop or factory) with new tools “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن