retractive معنی فارسی جمع شونده منقبض شونده جمع کننده منقبض کننده واژههای دیگر با معنی «جمع شونده» accumulative جمع شونده، فراهم امده، جمع شده accumulative error خطاي جمع شونده contractile قابل انقباض، جمع شونده، منقبض کننده concentric contraction انقباض درونگرا، انقباض جمع شونده cumulative جمعي، يکجا، باهم جمع شده accumulate اندوختن، جمع کردن، جمع شدن