دیکشنری فارسی

retractor

UKritræktər

معنی فارسی

ماهيچه منقبض کننده عضله منقبضه

معنی کامل و مثال‌ها

/-tǝr/n.

● درون کش، توکش

● بازکششگر

● (عضله) بازکش

● (به ویژه جراحی) پس‌کش، عقب‌آور، کنار زننده، عقب کشنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. surgical instrument that holds back the edges of a surgical incision

واژه‌های دیگر با معنی «ماهيچه منقبض کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن