دیکشنری فارسی

retransmit

معنی فارسی

دوباره مخابره کردن دوباره فرستادن.

تعریف انگلیسی

verb
  1. transmit again “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن