دیکشنری فارسی

retroaction

UKretrouækʃən

معنی فارسی

عطف به (چيزهاي) گذشته ، عطف بماسبق ،

عمل معکوس ، عمل برخلاف

معنی کامل و مثال‌ها

/-ak´shǝn/n.

● واکنش، پس‌کنش، عکس‌العمل (برابر: reaction)

● عطف به ماسبق، گذشته‌گیری

مترادف‌ها

noun
Recoil, reaction, rebound.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن