retrofire
معنی فارسی
روشن کردن يا شدن، محترق کردن يا شدن
افروزش ، احتراق، به کاراندازي
معنی کامل و مثالها
/re´trǝ fīr´/n., vi., vt.
● (موشک پسفکن) روشن کردن یا شدن، محترق کردن یا شدن
● افروزش (موشک پسفکن)، احتراق، به کاراندازی
روشن کردن يا شدن، محترق کردن يا شدن
افروزش ، احتراق، به کاراندازي
/re´trǝ fīr´/n., vi., vt.
● (موشک پسفکن) روشن کردن یا شدن، محترق کردن یا شدن
● افروزش (موشک پسفکن)، احتراق، به کاراندازی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن