retrospect
UKretrəspekt
US'retrəs'pekt
معنی فارسی
نگاه بگذشته نظربگذشته بازديد احوال گذشته
معنی کامل و مثالها
/re´trǝ spekt´/n., vi.,vt.
● نگاه به گذشته، اندیشهی گذشته، پس نگری، بازنگری، گذشته اندیشی، پس اندیشی
his new book begins with a retrospect
کتاب جدید او با نگاهی به گذشته آغاز میشود.
● (نادر) پس نگری کردن، بازنگری کردن، به گذشته نگاه کردن یا اندیشیدن، پس نگریستن
* in retrospect
با نگاهی به گذشته، در نگاه به گذشته، از دیدگاه امروز (دربارهی گذشته)
my childhood seems happier in retospect than it did then
از دید امروز کودکی من شادتر از آن بود که آن روزها فکر میکردم.
تعریف انگلیسی
verb
- contemplation of things past “in retrospect”
- look back upon (a period of time, sequence of events); remember “she reviewed her achievements with pride” “Somebody ----s something”
مترادفها
noun
Review, survey, re examination, re survey.