دیکشنری فارسی

retrospective

UKretrəspektiv US'retrəs'pektıv

معنی فارسی

ناظر بگذشته گذشته نگر شامل گذشته عطف بماسبق کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/re´trǝ spek´tiv/adj., n.

گذشته اندیشانه، گذشته نگرانه، پس نگرانه، پس اندیشانه، مروری

پس‌نگر، پس‌اندیش، گذشته اندیش، گذشته‌نگر

پسنگری، پس‌نمایی، بازنگری (به ویژه پس‌نمایی و مرور بر آثار و زندگی یک هنرمند)

a retrospective exhibit of an artist's work

نمایشگاه بازنگری آثار یک هنرمند

a Bob Hope retrospective

بازنگری زندگی و آثار باب هوپ

نگاه در جهت معکوس، وارون‌نگری، وارون‌نگرانه، وارون‌سوی

a retrospective view of the river

منظره‌ی وارون سوی رودخانه

مترادف‌ها

adjective
1. Looking back.
2. Retroactive, that affects the past.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن