returnee
معنی فارسی
مراجعين ، بازگشتگان از ميدان جنگ
معنی کامل و مثالها
/ri tu_r´nē´/n.
● بازگشت کننده، برگشته (از سفر یا خدمت نظام یا تعطیلات و غیره)، مرخص
مراجعين ، بازگشتگان از ميدان جنگ
/ri tu_r´nē´/n.
● بازگشت کننده، برگشته (از سفر یا خدمت نظام یا تعطیلات و غیره)، مرخص
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن