دیکشنری فارسی

rev

USrev

معنی فارسی

گردش (موتور)

معنی کامل و مثال‌ها

/rev/n., vi., vt.

● (عامیانه - مخفف: revolution)

● چرخش، (موتور) دور، گردش

● دور موتور را زیاد کردن، دور برداشتن یا گرفتن، چرخش افزایی کردن

● (معمولا با up) سرعت گرفتن یا دادن، تشدید کردن یا شدن، زیاد کردن یا شدن، (موتور را در جا) گاز دادن

to rev up production

تولید را زیاد کردن

the mechanic revved up the car engine

مکانیک موتور اتومبیل را تند به کار انداخت (گاز داد).

تعریف انگلیسی

verb
  1. rate of revolution of a motor “the engine was doing 6000 revs”
  2. increase the number of rotations per minute “rev up an engine” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «گردش (موتور)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن