rev
USrev
معنی فارسی
گردش (موتور)
معنی کامل و مثالها
/rev/n., vi., vt.
● (عامیانه - مخفف: revolution)
● چرخش، (موتور) دور، گردش
● دور موتور را زیاد کردن، دور برداشتن یا گرفتن، چرخش افزایی کردن
● (معمولا با up) سرعت گرفتن یا دادن، تشدید کردن یا شدن، زیاد کردن یا شدن، (موتور را در جا) گاز دادن
to rev up production
تولید را زیاد کردن
the mechanic revved up the car engine
مکانیک موتور اتومبیل را تند به کار انداخت (گاز داد).
تعریف انگلیسی
verb
- rate of revolution of a motor “the engine was doing 6000 revs”
- increase the number of rotations per minute “rev up an engine” “Somebody ----s something”