revamp
UKriːvæmp
USrı'væmp
معنی فارسی
دوباره رويه انداختن ،
دوباره وصله يا سرهم بندي کردن ،
نو نما کردن ، وصله پينه کردن.
معنی کامل و مثالها
/rē vamp´/vt., n.
● (رجوع شود به: vamp بعلاوهی re-)
● نوسازی، تجدید سازمان، تجدید بنا، بهسازی
● نوسازی کردن، تعمیر اساسی کردن، نونما کردن، نوسازمان کردن، نوسامان کردن، بهسازی کردن، تجدید نظر اصلاحی کردن
to revamp old cars
اتومبیلهای کهنه را نوسازی کردن
we revamped the kitchen
آشپزخانه را نوسازی کردیم.
to revamp an old play
نمایشنامهی قدیمی را نو نویسی (و امروزی) کردن
تعریف انگلیسی
verb
- to patch up or renovate; repair or restore “They revamped their old house before selling it” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
- provide (a shoe) with a new vamp “revamp my old boots” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
مترادفها
verb active
Rehabilitate, reconstruct, vamp, mend, patch up again.