دیکشنری فارسی

revamp

UKriːvæmp USrı'væmp

معنی فارسی

دوباره رويه انداختن ،

دوباره وصله يا سرهم بندي کردن ،

نو نما کردن ، وصله پينه کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/rē vamp´/vt., n.

(رجوع شود به: vamp بعلاوه‌ی re-)

نوسازی، تجدید سازمان، تجدید بنا، بهسازی

نوسازی کردن، تعمیر اساسی کردن، نونما کردن، نوسازمان کردن، نوسامان کردن، بهسازی کردن، تجدید نظر اصلاحی کردن

to revamp old cars

اتومبیل‌های کهنه را نوسازی کردن

we revamped the kitchen

آشپزخانه را نوسازی کردیم.

to revamp an old play

نمایشنامه‌ی قدیمی را نو نویسی (و امروزی) کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. to patch up or renovate; repair or restore “They revamped their old house before selling it” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
  2. provide (a shoe) with a new vamp “revamp my old boots” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Rehabilitate, reconstruct, vamp, mend, patch up again.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن