دیکشنری فارسی

revenant

معنی فارسی

ادم از گور برخاسته ، ادم زنده شده ،

کسيکه که ازغربت ياتبعيدبرگشته است

معنی کامل و مثال‌ها

/rev´ǝ nǝnt/n.

● بازگشته (به ویژه پس از غیبت طولانی) برگشته

● رجوع شود به: ghost

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a person who returns after a lengthy absence
  2. someone who has returned from the dead
  3. of or relating to or typical of a revenant “revenant shrieks and groans”
  4. coming back “a revenant ghost”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن