revenue operation معنی فارسی عملکرد واژههای دیگر با معنی «عملکرد» telephone operation عملکرد تلفن، طرز کار تلفن، کار تلفن furnace operation عملکرد کوره، طرزکار کوره monadic operation عملکرد تکين، عملکرد يگانه performance appraisal عملکرد سنجي reatrain عملکرد توام operation analysis تحليل عملکرد، عمل کاوي. logical operation عملکرد منطقي machine operating عملکرد ماشين maximum performance عملکرد حداکثر، کارآيي حداکثر concurrent operation عملکرد همزمان