دیکشنری فارسی

revere (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ri vir´/vt.

● تکریم کردن، حرمت گذاشتن، مورد تکریم قرار دادن، تقدیس کردن

a poet revered by all

شاعری که مورد تکریم همگان است

they were taught to revere their country's past glories to the point of worship

به آنان یاد داده بودند که افتخارات گذشته‌ی کشورشان را تا سر حد پرستش تقدیس کنند.

revere your parents

حرمت والدین خودت را نگهدار.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن