دیکشنری فارسی

reverential

UKrevərenʃl US'revə'rentʃəl

معنی فارسی

احترام گزار محترمانه

معنی کامل و مثال‌ها

/rev´ǝ ren´shǝl/adj.

● خاشعانه، فروتنانه، متواضعانه

● فروتن، خاشع، متواضع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. feeling or manifesting veneration

مترادف‌ها

adjective
Respectful, deferential, reverent, submissive, humble.

واژه‌های دیگر با معنی «احترام گزار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن