revertible معنی فارسی برگشتني برگرداندني واژههای دیگر با معنی «برگشتني» lapsable سلب شدني ساقط شدني، برگشتني، باطل شدني changeable دگرگون شدني، برگشتني، تغييرکردني introversible تو کشيدني، سوي درون برگشتني revocable فسخ پذير، فسخ بردار، برگشت پذير expectant منتظر، متوقع، چشم دارنده