دیکشنری فارسی

revest

معنی فارسی

جامه روحاني پوشيدن روکش کردن دوباره گماشتن. دوباره مالک کردن پس دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē vest´/vt., vi.

دوباره دارای منصب (یا مقام یا اختیار و غیره) کردن، بازگماشتن، دوباره منصوب کردن

he was revested as minister

دوباره به مقام وزارت گماشته شد.

دوباره مالک (چیزی) کردن، پس دادن

lands which were revested in the former owner

زمین‌هایی که به مالک پیشین پس داده شده است

رجوع شود به: reinstate

رجوع شود به: reinvest

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن