دیکشنری فارسی

revest

معنی فارسی

جامه روحاني پوشيدن روکش کردن دوباره گماشتن. دوباره مالک کردن پس دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē vest´/vt., vi.

● دوباره دارای منصب (یا مقام یا اختیار و غیره) کردن، بازگماشتن، دوباره منصوب کردن

he was revested as minister

دوباره به مقام وزارت گماشته شد.

● دوباره مالک (چیزی) کردن، پس دادن

lands which were revested in the former owner

زمین‌هایی که به مالک پیشین پس داده شده است

● رجوع شود به: reinstate

● رجوع شود به: reinvest

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن