revest
معنی فارسی
جامه روحاني پوشيدن روکش کردن دوباره گماشتن. دوباره مالک کردن پس دادن
معنی کامل و مثالها
/rē vest´/vt., vi.
● دوباره دارای منصب (یا مقام یا اختیار و غیره) کردن، بازگماشتن، دوباره منصوب کردن
he was revested as minister
دوباره به مقام وزارت گماشته شد.
● دوباره مالک (چیزی) کردن، پس دادن
lands which were revested in the former owner
زمینهایی که به مالک پیشین پس داده شده است
● رجوع شود به: reinstate
● رجوع شود به: reinvest