دیکشنری فارسی

reviewer

UKrivjuːər USrıv'ju:ə

معنی فارسی

انتقاد نويس منتقد

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

نقدگر (به ویژه نقدگر آثار معاصر در مجلات و روزنامه‌ها)، منتقد، هنرسنج

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who reads manuscripts and judges their suitability for publication
  2. a writer who reports and analyzes events of the day

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن