دیکشنری فارسی

revitalized

UKriːvaitəlaizd USrı'vaıtə'laızd

معنی فارسی

قدرت و زندگي تازه دادن (به)، باز زنده ساختن.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. restored to new life and vigor “a revitalized economy” “a revitalized inner-city neighborhood”

واژه‌های دیگر با معنی «قدرت و زندگي تازه دادن (به)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن