reviviscence UKriːvivisəns معنی فارسی زنده سازي نيروبخشي واژههای دیگر با معنی «زنده سازي» resuscitate زنده سازي، احيا، تجديد resuscitation زنده سازي، احيا، تجديد anabiosis زنده سازي، تجديد. restoration to life زنده سازي، احيا