دیکشنری فارسی

revocatory

معنی فارسی

مبني بر فسخ ناسخ

معنی کامل و مثال‌ها

/rev´ǝ kǝ tôr´ē/adj.

وابسته به فسخ یا ابطال، فسخی، ابطالی، الغایی، ناهودگی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن