revocatory
معنی فارسی
مبني بر فسخ ناسخ
معنی کامل و مثالها
/rev´ǝ kǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به فسخ یا ابطال، فسخی، ابطالی، الغایی، ناهودگی
مبني بر فسخ ناسخ
/rev´ǝ kǝ tôr´ē/adj.
● وابسته به فسخ یا ابطال، فسخی، ابطالی، الغایی، ناهودگی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن