revoice
معنی فارسی
دوباره صدا کردن يا صدا دادن، دوباره ادا کردن
پژواک کردن، منعکس کردن
تنظيم کردن
معنی کامل و مثالها
/rē vois´/vt.
● دوباره صدا کردن یا صدا دادن، دوباره ادا کردن
● پژواک کردن، منعکس کردن
● (ارگ و غیره) تنظیم کردن
دوباره صدا کردن يا صدا دادن، دوباره ادا کردن
پژواک کردن، منعکس کردن
تنظيم کردن
/rē vois´/vt.
● دوباره صدا کردن یا صدا دادن، دوباره ادا کردن
● پژواک کردن، منعکس کردن
● (ارگ و غیره) تنظیم کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن