revulsion
UKrivʌlʃən
USrı'vʌlʃən
معنی فارسی
جابجا شدن درد ردع تصرف جابجا ساختن درد تغيير ناگهاني
معنی کامل و مثالها
/ri vul´shǝn/n.
● (نادر) عقب نشینی، پسکشی
● دگرگونی ناگهانی (عقیده یا احساسات و غیره)
● اشمئزاز، بیزاری شدید، دلزدگی زیاد، رمیدگی، چندش
a scene of utter revulsion
صحنهای کاملا مشمئز کننده
a revulsion of his mood
دگرگونی حال و حوصلهی او
تعریف انگلیسی
noun
- intense aversion
مترادفها
noun
1. Withdrawal, drawing back, violent separation, abstraction.
2. Reaction, change, transition.