دیکشنری فارسی

revulsion

UKrivʌlʃən USrı'vʌlʃən

معنی فارسی

جابجا شدن درد ردع تصرف جابجا ساختن درد تغيير ناگهاني

معنی کامل و مثال‌ها

/ri vul´shǝn/n.

● (نادر) عقب نشینی، پس‌کشی

● دگرگونی ناگهانی (عقیده یا احساسات و غیره)

● اشمئزاز، بیزاری شدید، دلزدگی زیاد، رمیدگی، چندش

a scene of utter revulsion

صحنه‌ای کاملا مشمئز کننده

a revulsion of his mood

دگرگونی حال و حوصله‌ی او

تعریف انگلیسی

noun
  1. intense aversion

مترادف‌ها

noun
1. Withdrawal, drawing back, violent separation, abstraction.
2. Reaction, change, transition.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن