rewind
UKriːwaind
معنی فارسی
بازپيچيدن بازپيچي
معنی کامل و مثالها
/rē wīnd´/n., vt.
● (ساعت وغیره) دوباره کوک کردن، (فیلم و غیره) دوباره پیچیدن، برگرداندن
● هر چیز کوک شده یا برگردانده شده
● عمل کوک کردن یا برگرداندن