دیکشنری فارسی

rewind

UKriːwaind

معنی فارسی

بازپيچيدن بازپيچي

معنی کامل و مثال‌ها

/rē wīnd´/n., vt.

● (ساعت وغیره) دوباره کوک کردن، (فیلم و غیره) دوباره پیچیدن، برگرداندن

● هر چیز کوک شده یا برگردانده شده

● عمل کوک کردن یا برگرداندن

واژه‌های دیگر با معنی «بازپيچيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن