دیکشنری فارسی

rewire

USrı'waıə

معنی فارسی

دوباره تلگراف زدن دوباره سيمکشي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-wīr´/vt., vi.

● دوباره تلگراف زدن

● (خانه و اتومبیل و غیره) دوباره سیم‌کشی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. provide with new wiring “the university rewired the dormitories when most students brought computers and television sets” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن