دیکشنری فارسی

rhapsody

UKræpsədiː US'ræpsədı

معنی فارسی

بخشي از اشعار رزمي که دريک وهله سروده ميشد

معنی کامل و مثال‌ها

/rap´sǝ dē/n., pl.

● (یونان باستان) بخشی از شعر حماسی که برای نقل و بلندخوانی مناسب بود

● (سخن یا نوشته) پرطمطراق، راپسودی

● کیف، حظ، لذت عظیم، از خود بی‌خودی

● (مهجور) جنگ، گلچین

● (موسیقی) راپسودی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an epic poem adapted for recitation

مترادف‌ها

noun
Rambling composition, medley of thoughts, sentences, or passages.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن