دیکشنری فارسی

rheumatoid

UKruːmtɔid US'ru:mə'tɔıd

معنی فارسی

مانند روماتيسم روماتيسمي

معنی کامل و مثال‌ها

/rōō´mǝ toid´/adj.

● وابسته به روماتیسم، روماتیسمی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or pertaining to arthritis “my creaky old joints” “rheumy with age and grief”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن