rhinos UKrainouz US'raı'nəuz معنی فارسی کرگدن واژههای دیگر با معنی «کرگدن» nasicorn کرگدن rhino کرگدن rhinoceros کرگدن hippo کرگدن. keitloa کرگدن دوشاخ narwhal کرگدن دريايي، يکجور نهنگ در درياهاي شمالي sjambok شلاق چرم کرگدن يا اسب آبي، شمباک، با شمباک شلاق زدن behemoth (ج.ش.) اسب ابي، کرگدن، هرچيز عظيم الجثه و نيرومند hippopotamus (ج.ش.) اسب ابي، کرگدن. unicorn اسبي که يک شاخ راست درسردارد، کرگدن ياگاووحشي