دیکشنری فارسی

rhizomatous

معنی فارسی

داراي ساقه هاي ريشه مانند زيرزميني.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. producing or possessing or resembling rhizomes “Pertains to noun: rhizome”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن