rhming prose معنی فارسی سجع واژههای دیگر با معنی «سجع» rhyming prose سجع rhythmization سجع و قافيه سازي، نواخت پردازي. rhythm وزن، سجع، توافق rhythmical وزن، سجع، توافق rhythmist وزن شناس، سجع شناس verslibre شعرازاد، شعر بدون سجع و قافيه، شعر بسبک نوين.