دیکشنری فارسی

rhymester

UKraimstər

معنی فارسی

شاعر بد شعر باف قافيه چين

معنی کامل و مثال‌ها

/rīm´stǝr/n.

شاعر بد، شعر باف، قافیه چین

مترادف‌ها

noun
Versifier, poetaster, rhymer, poor poet, rhymist.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن