ribald
UKribəld
معنی فارسی
بي چاک دهن هرزه زشت گوي بد دهن بد زبان هرزه زشت آدم هرزه
معنی کامل و مثالها
/rib´ǝld/adj., n.
● مستهجن، قبیح، ناپسند، خارج از نزاکت
a ribald joke
شوخی زشت
a ribald tale
داستان مستهجن
● بیادب، زمخت، دهان دریده، بی نزاکت، هرزه
مترادفها
adjective
Base, low, mean, obscene, vile, filthy, gross, coarse, loose, indecent.