دیکشنری فارسی

rick (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/rik/n., vt.

● (در مزارع) توده‌ی کاه یا خس و خاشاک (که برای ایمنی از باد و باران همبسته یا به‌هم فشرده می‌کنند)، پشته، کپه

● بسته‌ی هیزم

● ردیف تاقچه (برای انبار کردن جعبه یا بشکه)

● (کاه و غیره) کپه کردن، پشته کردن، انباشته کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن