rick (1)
معنی کامل و مثالها
/rik/n., vt.
● (در مزارع) تودهی کاه یا خس و خاشاک (که برای ایمنی از باد و باران همبسته یا بههم فشرده میکنند)، پشته، کپه
● بستهی هیزم
● ردیف تاقچه (برای انبار کردن جعبه یا بشکه)
● (کاه و غیره) کپه کردن، پشته کردن، انباشته کردن