دیکشنری فارسی

ricky-tick

معنی کامل و مثال‌ها

/rik´ē tik´/adj.

● (خودمانی)

● موسیقی ریکی تیک (نوعی جاز سال‌های 1920)

● قدیمی، از کار افتاده، تکراری، بی مزه، مبتذل (ricky-ticky هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن