ricochet
UKrikəʃeit
US'rıkə'ʃeı
معنی فارسی
کمانه (گلوله توپ) ،
پله پله رفتن (سنگ در روي آب)
معنی کامل و مثالها
/rik´ǝ shā´, rik´ǝ shā´, -shet´/n., vi.
● (گلوله و غیره)
● کمانه
● کمانه کردن
the bullet ricocheted off the iron door
گلوله از در آهنین کمانه کرد.
● (صدا) پژواک