دیکشنری فارسی

ricochet

UKrikəʃeit US'rıkə'ʃeı

معنی فارسی

کمانه (گلوله توپ) ،

پله پله رفتن (سنگ در روي آب)

معنی کامل و مثال‌ها

/rik´ǝ shā´, rik´ǝ shā´, -shet´/n., vi.

● (گلوله و غیره)

● کمانه

● کمانه کردن

the bullet ricocheted off the iron door

گلوله از در آهنین کمانه کرد.

● (صدا) پژواک

تعریف انگلیسی

verb
  1. a glancing rebound
  2. spring back; spring away from an impact “The rubber ball bounced” “These particles do not resile but they unite after they collide” “Something ----s” “Something is ----ing PP”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن