ridable or rideable
معنی کامل و مثالها
/rīd´ǝ bǝl/adj.
● قابل سوار شدن
a ridable horse
اسبی که میتوان سوار آن شد
● قابل عبور، قابل سواره رد شدن
a ridable road
راهی که بتوان سواره از آن رد شد
/rīd´ǝ bǝl/adj.
● قابل سوار شدن
a ridable horse
اسبی که میتوان سوار آن شد
● قابل عبور، قابل سواره رد شدن
a ridable road
راهی که بتوان سواره از آن رد شد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن