دیکشنری فارسی

rifely

مترادف‌ها

adverb
Prevalently, frequently.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن