riflling معنی فارسی خان کشي خان کشي کردن واژههای دیگر با معنی «خان کشي» lands and grooves خان کشي لوله توپ، برجستگيها و فرورفتگيهاي خان rib rifling خان کشي يکدست (نوعي خان کشي که فاصله، شيارها و برجستگيها مساوي است) rechamber تجديد خان کردن، خان کشي مجدد لوله، دوباره به داخل لوله راندن borescope بورسکوپ، وسيله ديدن خان کشي داخل لوله