rig in معنی فارسی باز کردن قطعات و باربنديها باز کردن وسايل و باربندي ناو واژههای دیگر با معنی «باز کردن قطعات و باربنديها» disassembly order دستور باز کردن و پياده کردن قطعات يک، وسيله، روش پياده کردن وسيله LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)