دیکشنری فارسی

rigger

UKrigər

معنی فارسی

کسي که پيشه اش بستن بادبانهاوکوبيدن ميخ هاي

کشتي است

معنی کامل و مثال‌ها

/rig´ǝr/n.

● مهیا ساز (رجوع شود به: rig)

● (کشتی) بادبان افراز، طناب گیر

● (هواپیما سازی) مهندس یا کارگر مونتاژ کننده‌ی بدنه و بال، کالبد ساز

● کارگر چاه نفت

● بسته بندی کننده‌ی چترنجات

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who rigs ships
  2. a long slender pointed sable brush used by artists
  3. someone who works on an oil rig
  4. a sailing vessel with a specified rig “a square rigger”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن