دیکشنری فارسی

rigging

UKrigiŋ US'rıgıŋ

معنی فارسی

مجموع طنابهاوبادبانهاي کشتي اسباب سامان اثاثيه رخت

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

● (کشتی) دکل و طناب و زنجیر و غیره

● تجهیزات، بسیجگان، ابزار و آلات

تعریف انگلیسی

noun
  1. gear consisting of ropes etc. supporting a ship's masts and sails
  2. formation of masts, spars, sails, etc., on a vessel

مترادف‌ها

noun
Tackle, gear, ropes of a ship.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن