right face معنی فارسی به راست راست واژههای دیگر با معنی «به راست راست» turnabout به راست راست، چرخش به يک طرف، برگشت rightward به طرف راست، راستسوي، راستگرد right incline ميل به راست clockwise rotation گردش به راست sinistrodextral از چپ به راست، چپ راست right oblique march ميل به راست رو antistrophe حرکت از چپ به راست، دسته ي خوانندگان در پاسخ به دسته اي که قبلا، از سمت rightward shift انتقال به طرف راست rectal وابسته به روده راست schuss حرکت سر راست به پايين، شوس، شوس کردن