دیکشنری فارسی

right of way

UKraitɔfwei

معنی فارسی

حق عبوراز زمين ديگري ، حق شارع

معنی کامل و مثال‌ها

● (رانندگی) حق تقدم

at intersections, the car on your right has the right of way

در چهارراه‌ها ماشین دست راست حق تقدم دارد.

● (حقوق) حق عبور (مثلا از روی زمین شخص دیگر)

● جاده‌ی مجاز (برای همگان)، معبر قانونی

● (راه آهن) باریکه زمین لازم برای ریل گذاری، زمین متعلق به راه آهن

● زمینی که سیم برق یا تلفن یا لوله‌ی آب و غیره در آن قرار دارد (right-of-way هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the privilege of someone to pass over land belonging to someone else
  2. the right of one vehicle or vessel to take precedence over another
  3. the passage consisting of a path or strip of land over which someone has the legal right to pass

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن