right side up معنی فارسی پشت رو وارونه واژههای دیگر با معنی «پشت رو» leftward welding جوشکاري رو به پشت loose forward مهاجم تک رو پشت خط تجمع (رگبي) outside in وارونه، پشت رو turned inside out وارونه (شده)، پشت رو شده reversible برگرداني، پشت رو کردني backslapper آدمي که براي تشويق دست به شانه و پشت، ديگران ميزند، زياده نما instep رو، رويه، ساق پاي اسب foot-bank زمين بلند در پشت بارو يا استحکام ديگر، پياده رو