دیکشنری فارسی

right-handed

معنی فارسی

راستگرد

معنی کامل و مثال‌ها

/-han´did/adj., adv.

● راست دست (در برابر: چپ دست left-handed)

● انجام شونده با دست راست

● (ساخته شده) برای دست راست

● (پیچ و غیره) راست گرد، مطابق عقربه‌ی ساعت

● رجوع شود به: dextral

● با دست راست

to throw right-handed

با دست راست پرتاب کردن

● (در مورد چوگان‌زنی و غیره) متمایل به سوی راست

تعریف انگلیسی

adjective
  1. using or intended for the right hand “a right-handed batter” “right-handed scissors”
  2. rotating to the right

واژه‌های دیگر با معنی «راستگرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن