دیکشنری فارسی

right-to-work

معنی کامل و مثال‌ها

/rīt´tǝ wu_rk´/adj.

● وابسته به قوانین مربوط به ممنوع سازی عضویت اجباری در اتحادیه‌های کارگری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن