rigid disk معنی فارسی ديسک سخت واژههای دیگر با معنی «ديسک سخت» hard disk ديسک سخت external hard disk ديسک سخت بروني internal hard disk ديسک سخت دروني fdisk دستوري در سيستم عامل DOS براي تقسيم، بندي ديسک سخت streaming tape drive دستگاهي که يک کارتريج نوار پيوسته را، نگهداري کردن و اساسا" به عنوان پشتيبان، گرداننده هاي ديسک سخت بکار مي رود head crash برخورد فيزيکي نوک خواندن / نوشتن با سطح، ديسک، برخورد نوک خواندن و نوشتن با سطح ضبط VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard CD-I با تلفظ ((سيديآي)) سرنام عبارت "compact، " disc-interactive و استاندارد سخت افزاري و نرم افزاري، نوعي تکنولوژي ديسک نوري است که ميتواند صوت ESDI حروف اختصاري Enhanced Small Device Interface، استانداردي است که در ديسکهاي سخت با ظرفيت بالا، ديسک گردانهاي ديسک فلاپي